نوشته شده توسط : brezzers

دلاوری: "در طول یک سال گذشته مجموع اسعار (ارز)ی که به خارج از افغانستان انتقال یافته، به بیش از دو چند رسید و از ۷۷۷ میلیون به تقریبا دو میلیارد دلار رسید"

بانک مرکزی افغانستان بر خارج کردن ارز از این کشور به خارج محدودیت وضع کرده است.

نورالله دلاوری، رئیس این بانک گفته که در چند سال اخیر نزدیک به پنج میلیارد دلار پول نقد از این کشور به بیرون منتقل شده است.

او روز شنبه، ۱۳ حوت/اسفند گفت: "در طول یک سال گذشته مجموع اسعار (ارز)ی که به خارج از افغانستان انتقال یافته، به بیش از دو چند رسید و از ۷۷۷ میلیون به تقریبا دو میلیارد دلار رسید."

به گفته او، بخش عمده ای از این پول از طریق فرودگاه کابل و چند بندر زمینی به خارجی از کشور منتقل شده است.

رئیس بانک مرکزی می گوید انتقال میلیاردها دلار پول نقد از افغانستان در چند سال اخیر، نگرانی در مورد شفافیت حساب این پولها را بیشتر کرده است.

تا حال مشخص نیست که این پولها توسط چه کسانی به بیرون از افغانستان منتقل شده و با چه اهدافی.

نورالله دلاوری افزود: "برای ما معلوم نبود که این پول از کجا می آید و به کجا می رود. این را نمی شد که از فرودگاه بر اساس گزارشی مشخص کنیم."

در یک سال گذشته نزدیک به دو میلیارد دلار از افغانستان به خارج منتقل شده است

او گفت: "حالا فیصله شده که یک نفر می تواند تا ۲۰ هزار دلار از فرودگاه و دیگر بندرها به صورت نقد خارج کند، اما بیشتر از آن را باید از طریق بانکها انتقال بدهد. در آن صورت ما می فهمیم که این پول از که بود، کجا رفت، چه وقت و اطلاعات کامل به دست ما می آید."

اما آقای دلاوری گفت تصمیم تازه بانک مرکزی از سوی شورای وزیران افغانستان هم مورد تایید قرار گرفته و حالا این تصمیم لازم الاجرا است.

در حدود ده سال گذشته دهها میلیارد دلار تحت عنوان کمک به بازسازی افغانستان، از سوی کشورهای کمک دهنده به این کشور سرازیر شده است.

حکومت افغانستان در سالهای اخیر هم از سوی مردم این کشور و هم از سوی کشورهای حامی آن متهم است که در حساب دهی این پولها به صور شفاف عمل نکرده است.

علاوه بر آن، سازمانهای بین المللی متعلق به کشورهای کمک دهنده خود نیز متهم هستند که در حیف و میل این پولها نقش داشته اند.

گفته می شود که بخشی از این پولها در قراردادهای بزرگ مالی قربانی فساد شده و بخش دیگر آن از سوی شماری از مقام های دولتی و یا هم افراد زورمند و صاحب نفوذ به جیب زده شده است.

در کنار کمکهای جامعه جهانی، کشت، تولید و قاچاق مواد مخدر نیز در ده سال گذشته منبع درآمد بزرگی بوده که پول حاصل از آن، که به میلیاردها دلار می رسیده، به خارج از افغانستان منتقل شده است.



:: برچسب‌ها: ایتالیا ,
:: بازدید از این مطلب : 535
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
تاریخ انتشار : یک شنبه 14 اسفند 1390 | نظرات ()
نوشته شده توسط : brezzers

نتایج آراء اخذ شده در تهران پایتخت ایران حاکی از پیشتاز بودن غلامعلی حداد عادل رئیس مجلس هفتم است. محمدرضا باهنر، نایب رئیس فعلی مجلس، با ۱۱۵ هزار رای نفر بیست و ششم این فهرست است.

تهران به عنوان پایتخت ایران ۳۰ کرسی از ۲۹۰ کرسی مجلس را در اختیار دارد. نتایج اولیه شمارش آراء در تهران نشان می دهد که جبهه متحد اصولگرایان به رهبری محمدرضا مهدی کنی، رئیس مجلس خبرگان بیش از جبهه پایداری، دیگر ائتلاف اصولگرایان به رهبری محمد تقی مصباح یزدی، در کسب کرسی های تهران موفق تر بوده است.

۳۰ نامزد پیشتاز در تصاحب کرسی های تهران

۱ غلامعلی حداد عادل ۴۰۵ هزار ۵۳ رای جبهه متحد و جبهه پایداری
۲ محمدحسین ابوترابی ۲۴۵هزار و ۸۰۶ رای جبهه متحد
۳ علیرضا مرندی ۲۴۰ هزار ۱۲۳ رای جبهه متحد و جبهه پایداری
۴ مرتضی آقاتهرانی ۲۳۸ هزار و ۸۱ رای جبهه پایداری
۵

مسعود میرکاظمی

۱۹۷ هزار و ۲۴۷ رای جبهه متحد و جبهه پایداری
۶ بیژن نوباوه وطن ۱۶۲ هزار و ۷۴۶ رای جبهه متحد
۷

احمد توکلی

۱۵۹ هزار و ۲۴۷ رای

صدای ملت

۸ علی مطهری ۱۵۳ هزار و ۲۱۲ رای صدای ملت
۹

روح‌الله حسینیان

۱۴۵ هزار و ۳۴۷ رای

جبهه پایداری
۱۰ علی‌اصغر زارعی ۱۴۰ هزار و ۲۱۲ رای جبهه پایداری
۱۱ علیرضا زاکانی ۱۳۶ هزار و ۴۳۰ رای جبهه متحد
۱۲

حسین مظفر

۱۳۵ هزار و ۲۲۹ رای

جبهه متحد

۱۳ زهره طبیب زاده نوری ۱۳۴ هزار و ۴۹۰ رای جبهه متحد و جبهه پایداری
۱۴ غلامرضا مصباحی

۱۳۲ هزار و ۹۱۸ رای

جبهه متحد
۱۵ محمد سلیمانی

۱۳۰ هزار و ۱۰۰ رای

جبهه پایداری
۱۶ مهدی هاشمی

۱۲۸ هزار و ۸۷۷ رای

جبهه پایداری
۱۷ محمد نبویان ۱۲۴ هزار و ۸۳۲ رای جبهه پایداری
۱۸ مهرداد بذرپاش ۱۲۳ هزار و ۳۲۵ رای جبهه متحد
۱۹ حمید رسایی

۱۱۹ هزار و ۶۱۷ رای

جبهه پایداری
۲۰ لاله افتخاری ۱۱۸ هزار و ۷۶۳ رای

جبهه متحد

۲۱ اسماعیل کوثری ۱۱۸ هزار و ۵۸۳ رای جبهه متحد و جبهه پایداری
۲۲ مهدی کوچک زاده

۱۱۷ هزار و ۹۴۲ رای

جبهه پایداری
۲۳ مجتبی رحماندوست

۱۱۷ هزار و ۶۴۲ رای

جبهه متحد
۲۴ حسین فدایی آشتیانی ۱۱۶ هزار و ۷۳۱ رای جبهه متحد
۲۵ الیاس نادران ۱۱۶ هزار و ۶۸۵ رای جبهه متحد
۲۶ محمدرضا باهنر ۱۱۵ هزار و ۳۶۶ رای جبهه متحد
۲۷ پرویز سروری

۱۱۱ هزار و ۱۲ رای

جبهه متحد
۲۸ فاطمه رهبر

۱۰۹ هزار و ۸۶۳ رای

جبهه متحد و جبهه پایداری

۲۹ فاطمه آلیا

۱۰۸ هزار و ۵۸۱ رای

جبهه پایداری

۳۰ حسین نجابت

۱۰۴ هزار و ۳۴۹ رای

جبهه متحد

* جدول بالا نشان دهنده وضعیت فعلی کرسی های تهران است اما تا پایان شمارش آراء، این افراد نمایندگان قطعی تهران نیستند.



:: برچسب‌ها: مکزیک , خانواده ,
:: بازدید از این مطلب : 619
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
تاریخ انتشار : یک شنبه 14 اسفند 1390 | نظرات ()
نوشته شده توسط : brezzers
آخرین جلسه مجمع تشخیص مصلحت نظام

آخرین جلسه این دوره مجمع تشخیص مصلحت نظام با غیبت محمود احمدی نژاد برگزار شد

آخرین جلسه پنجمین دوره مجمع تشخیص مصلحت نظام ایران به ریاست اکبر هاشمی رفسنجانی برگزار شد.

در این جلسه که روز شنبه ۱۳ اسفند، ۳( مارس) برگزار شد، آقای هاشمی رفسنجانی به انتخابات نهمین دوره مجلس اشاره کرده و گفت که امیدوار است نتیجه این انتخابات، تشکیل مجلسی خوب و منسجم باشد تا در آینده شاهد پیشرفت، توسعه پایدار، ثبات و آرامش بیشتری برای کشور باشد.

او همچنین به مناسبت به پایان رسیدن پنجمین دوره کاری مجمع تشخیص مصلحت نظام، "از عملکرد تک تک اعضای مجمع و همکاری و همراهی بی شائبه‌شان" در طول دوره پنج ساله اخیر مجلس تشکر کرد.

آخرین جلسه این دوره مجمع بدون حضور محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری ایران برگزار شد.

آقای احمدی نژاد به عنوان رئیس قوه مجریه ایران از اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام است اما بیشتر از یک سال است که در جلسات مجمع شرکت نمی‌کند.

آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر ایران هر پنج سال یک بار رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ایران را تعیین می‌کند.

ریاست مجمع از ۱۳۶۶ تا ۱۳۶۸ بر عهده علی خامنه‌ای، رهبر کنونی ایران و از ۱۳۶۸ تاکنون بر عهده اکبر هاشمی رفسنجانی بوده است.

پس از شروع اعتراضات به نتایج انتخابات مناقشه برانگیز سال ۱۳۸۸، آقای هاشمی رفسنجانی از تریبون نماز جمعه انتقاداتی علیه نحوه برخورد با معترضان مطرح کرد.

این انتقادات با برخوردهای تند اصولگرایان رو به رو شد.

او از آن زمان تا کنون به عنوان خطیب، در نماز جمعه شرکت نکرده و از یک سال پیش هم زیر فشار سیاسی منتقدانش، جایگاه ریاست مجلس خبرگان را از دست داده است.

صاحبنظران پیش‌بینی کرده‌اند که رهبر ایران از انتخاب آقای هاشمی به عنوان رئیس آینده مجمع تشخیص مصلحت نظام خودداری کند.

مجمع تشخیص مصلحت نظام نخستین بار، در تاریخ ۱۸ بهمن ۱۳۶۶ توسط آیت الله خمینی، رهبر انقلاب ایران و به منظور حل اختلافات میان شورای نگهبان و مجلس شورای اسلامی تاسیس شد اما در سال ۱۳۸۸ و پس از تغییر قانون اساسی جمهوری اسلامی وظایف این نهاد دولتی افزایش پیدا کرد.

از سال ۱۳۸۵، آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، اختیار نظارت بر عملکرد قوای سه گانه در اجرای سیاست‌های کلی را که از اختیارات رهبر است، به این مجمع واگذار کرده است.



:: برچسب‌ها: مربع ,
:: بازدید از این مطلب : 555
|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
تاریخ انتشار : یک شنبه 14 اسفند 1390 | نظرات ()
نوشته شده توسط : brezzers

پیروزی ولادیمیر پوتین در انتخابات ریاست جمهوری روسیه تقریبا قطعی است. ولی روسیه کنونی با روسیه‌ای که او قبلا دو دور بر آن ریاست کرد تا حدودی تفاوت دارد. بازتعریف مناسبات سنتی میان دولت و جامعه، روسیه را در معرض تحولات تازه‌ای قرار داده است.

اورلاندو فیگس٬ تاریخ‌نگار سرشناس بریتانیایی، در کتاب معروف خود به نام "تراژدی یک ملت"٬ انقلاب سال ۱۹۱۷ میلادی روسیه را تاییدی می‌داند بر این که "جامعه روسیه نه به اندازه کافی قوی و نه از انسجام درونی برخوردار بود که بتواند انقلاب دمکراتیک خود را متحقق کند. به جز دولت چیز دیگری وجود نداشت که عامل انسجام و وحدت روسیه باشد."

به نظر می‌آید که این ارزیابی هنوز هم در وجه عمده اعتبار خود را از دست نداده و دولت در روسیه همچنان نقش سنگین و قدر قدرت را در بسیاری از ابعاد حفظ کرده است. اگر در دوره‌ای، تزار و در دوره‌ای دیگر، حزب کمونیست و رهبرانی همچون استالین نماد این دولت بودند٬ حالا این ولادیمیر پوتین و محافل پیرامون او هستند که چنین نقشی را بازی می‌کنند.

روز چهارم مارس، مردم روسیه به پای صندوق‌های رأی می‌روند تا رئیس جمهور این کشور را برگزینند. اکثر همه‌پرسی‌ها حاکی از این است که پوتین که تا سال ۲۰۰۸ میلادی به مدت ۸ سال این سمت را به عهده داشت٬ دوباره به کاخ کرملین بازخواهد گشت. پوتین در آن دوره ۸ ساله رویکردها و سیاست‌هایی داشت که به پوتینیسم معروف شدند.

پدیده‌ای به نام پوتینیسم

پوتینیسم در واقع تاکید دوباره‌ای بود بر حضور پررنگ دولت که با سوارشدن بر نگرانی‌های عمومی ناشی از هرج و مرج دوران پس از فروپاشی اتحاد شوروی و بلبشوی ناشی از زمامداری بوریس یلتسین، دوباره زمینه را برای قدرقدرتی خود مهیا دید. پوتین با اتکا به مردانی همچون خودش که همگی از ک.گ.ب برخاسته بودند و با میدان‌دادن به آن دسته از نظامیان و وزرای قدرتمند که دولتی در دولت بوریس یلستین به حساب می‌آمدند، توانست دوباره آمریت و اقتدار از دست‌رفته دولت قدرقدرت را احیا کند.

نگاهی به انتظارات عمومی از ریاست جمهوری مجدد پوتین و شعارهایی که وی متناسب با این انتظارات طرح می‌کند، همچنان بیانگر این واقعیت است که مناسبات میان جامعه و دولت در وجه عمده، مناسباتی کماکان یک‌جانبه است: دولتی قوی٬ همه‌کاره "معجزه‌گر" متمایل به آمریت و فعال مایشایی و جامعه‌ای نسبتا ضعیف٬ سازمان‌نیافته و فاقد نهادهای مدنی کارا و توانمند.

۲۰ سال پس از سقوط شوروی هنوز هم سازمان‌های اجتماعی واقعی، احزاب سیاسی مبتنی بر اقشار اجتماعی (شاید به جز حزب کمونیست)، اتحادیه‌های کارگری، گروه‌های طرفدار مصرف‌کنندگان یا فعالان زیست‌محیطی و نیز موسسات حرفه‌ای اندک هستند و فعالیت انجمن‌های نسبتا محدود حقوق بشری پژواک گسترده‌ای ندارد

شعارهای پوتین عمدتا چنین سمت و سویی دارند: احیای روسیه ابرقدرت٬ تقویت حکومت نظم و قانون و توزیع عادلانه درآمدها و تقویت سرویس‌دهی دولت به جامعه.

در واقع ۲۰ سال پس از سقوط شوروی٬ مشکل اصلی جامعه روسیه، یعنی ضعف دیرینه جامعه مدنی٬ کمتر شده، ولی از نظر کیفی متقاوت نشده است؛ هنوز هم سازمان‌های اجتماعی واقعی، احزاب سیاسی مبتنی بر اقشار اجتماعی (شاید به جز حزب کمونیست)، اتحادیه‌های کارگری، گروه‌های طرفدار مصرف‌کنندگان یا فعالان زیست‌محیطی و نیز موسسات حرفه‌ای اندک هستند و فعالیت انجمن‌های نسبتا محدود حقوق بشری پژواک گسترده‌ای ندارد.

جنبش اعتراضی جاری در روسیه نیز از ضعف‌هایی رنج می‌برد که در کوتاه‌مدت به سختی می‌تواند تحولی کیفی در این وضعیت ایجاد کند.

کاری که پوتین از آن تنفر دارد، ولی انجام می‌دهد

اخیرا پوتین در یک برنامه انتخاباتی در حضور دانشجویان مسکو نکته‌ای را اذعان کرد که در واقع مهر تاییدی بود بر نقش پررنگ دولت در جامعه روسیه و انتظارات گسترده‌ای که جامعه از آن دارد: "راستش من از کمپین انتخاباتی به شدت متنفرم. تو باید همه‌ چیز را وعده بدهی٬ چون اگر این کار را نکنی شاید پیروزی میسر نشود."

و طرفه این که او دقیقا همان کاری را انجام می‌دهد که از آن متنفر است: دانشجویان هزینه تحصیلی بیشتری دریافت خواهند کرد٬ حقوق بازنشستگی افزایش خواهد یافت٬ سن بازنشستگی برای زنان ۵۵ سال و برای مردان ۶۰ سال باقی خواهد ماند٬ حقوق پرفسورها و پزشکان دوبرابر بیشتر از میانگین حقوق در هر منطقه خواهد شد٬ کمک‌هزینه فرزندان افزایش خواهد یافت٬ مسکن ارزان‌قیمت در اختیار مردم قرار خواهد گرفت و در بخش آموزش هم سرمایه‌گذاری‌های هنگفتی صورت خواهد گرفت.

رهبران ارتش٬ محافل ملی‌گرای روسیه و آن بخش از جامعه که در حسرت دوران ابرقدرتی روسیه هستند نیز از وعده‌های پوتین محروم نمانده‌اند: در ده سال آینده ۲۳ بیلیون روبل (۷۷۰ میلیارد دلار) صرف بهبود افزایش توان نظامی روسیه خواهد شد.

اجرای واقعی قول و قرارهای پوتین٬ به جز هزینه‌های تسلیحاتی٬ در ۶ سال زمامداری او سالانه بیش از ۱۶۰ میلیارد دلار اضافی به هزینه‌های دولت می‌افزاید

اجرای واقعی قول و قرارهای پوتین٬ به جز هزینه‌های تسلیحاتی٬ در ۶ سال زمامداری او سالانه بیش از ۱۶۰ میلیارد دلار اضافی به هزینه‌های دولت می‌افزاید. این رقم معادل ۴ تا ۵ درصد تولید ناخالص ملی روسیه است. این در حالی است که یکی از شعارهای پوتین ایجاد نظم و انضباط مالی در هزینه‌های دولتی و کاهش تدریجی آن است.

پوتین هم در دوران ۸ سال اول ریاست جمهوری خویش و هم در مبارزات انتخاباتی کنونی بر رفع فساد٬ ارتشا و رانت‌خواری در دستگاه‌های دولتی تاکیدی همیشگی دارد٬ بی‌آنکه در عرصه عملی تغییر چندانی حاصل شود. استفاده وسیع کنونی وی از رسانه‌های دولتی برای تبلیغ خود و برنامه‌های انتخاباتیش و محرومیت نسبی نامزدان مخالف نیز نشانه‌ای در جهت معکوس به شمار می‌آید.

اصلاحات مدودف ادامه خواهد یافت؟

این در حالی است که بحران جهانی اقتصاد در سال ۲۰۰۸ میلادی و تاثیرات مخربی که بر اقتصاد روسیه بر جای گذاشت سبب شد ضعف‌های این اقتصاد که عمدتا مبتنی بر فروش مواد خام و تسلیحات نظامی و آلوده به رشوه و فساد و بوروکراسی است، بیش از پیش عیان شود.

بر خلاف روسیه اما٬ بسیاری از کشورهای نوصنعتی‌شده مانند برزیل، ترکیه، چین و هند، به راحتی این بحران را پشت سر گذاشتند. این گونه بود که رهبری کرملین در سیما و اظهارات دمیتری مدودف، مدرن‌سازی اقتصاد و مبارزه با فساد را در صدر وظایف خود قرار داد.

اصلاحات سیاسی٬ ایجاد زمینه برای رقابت در عرصه‌های مختلف٬ تدارک شرایطی که ایده‌ها و افکار متفاوت بتوانند عرصه‌ای برای بروز و اجراشدن بیابند و نیز رابطه تنگاتنگ‌تر با اروپا و آمریکا برای استفاده از سرمایه٬ دانش و فناوری‌ها نوین آنها و راهیابی به بازارهای غرب از اجزای این سمت‌گیری جدید اعلام شدند.

اما هم شعارهای انتخاباتی پوتین که اجرای آنها دولت را فربه‌تر و مقتدرتر می‌کند٬ و هم تنش و سردی معینی که اینک در مناسبات روسیه و غرب برقرار است، تردید ایجاد می‌کنند که سمت‌گیری یادشده تداوم داشته باشد. طرفه این که پوتین در مقاله‌ای که اخیرا برای تشریح سیاست خارجی روسیه انتشار داد، گویی که بحران سال ۲۰۰۸ اصلا روی نداده است٬ نوشت که کشورش همیشه بازیگری قدر در عرصه بین‌المللی باقی خواهد ماند و این ربطی به وضعیت خوب یا بد اقتصادی این کشور ندارد.

این نظر با روندهای معاصر و تجربه کشورهای صنعتی و در حال صنعتی‌شدن تا حدود زیادی در تناقض است. قدرت اقتصادی و نه فروش مواد خام٬ اینک نقش عمده را در تعیین مقام و موقعیت کشورها بازی می‌کند و روسیه هم از این امر مستثنی نیست. با این همه، حضور خودآگاهانه و اعتراضی بی‌سابقه بخش‌هایی از اقشار متوسط روسیه در عرصه سیاسی در ماه‌های اخیر شاید عاملی برای به ریل‌انداختن مجدد سمت‌گیری آغازشده در دوران مدودف باشد.

جنبش اعتراضی و اکثریتی که آب می‌رود

پوتین کسانی را سلسله‌جنبان اعتراضات روسیه می‌دانست که در خصوصی‌سازی‌های بی‌‌دروپیکر دوران یلتسین مفت و ارزان به ثروت‌های هنگفت رسیده‌اند

به رغم قول و قرارهای پوتین، این بار او به احتمال زیاد با اکثریتی نسبتا ضعیف‌تر از گذشته در انتخابات پیروز خواهد شد. این ضعف نسبی در وجه عمده ناشی از جنبش اعتراضی جدیدی است که بخش‌هایی از اقشار متوسط شهری حامل آن هستند. این بخش‌ها در ماه‌های اخیر٬ سرخورده از بحرانی که سال ۲۰۰۸ میلادی، سیستم ساخته و پرداخته پوتین را در برگرفت و متاثر از فضای ناشی از گفتمان‌های سیاسی متفاوت دمیتری مدودف و نیز خشمگین از تلاش مجدد پوتین برای بازگشت به کرملین، بیش از پیش از سیاست‌گریزی‌های گذشته فاصله گرفته و با خودآگاهی کم‌سابقه‌ای به اعتراض و انتقاد علیه سیاست‌های حاکم روی آورده‌اند.

واکنش اولیه پوتین این بود که معترضان با پول و تبلیغات غرب هدایت و حمایت می‌شوند.

او همچنین در این اعتراضات، کسانی را سلسله‌جنبان می‌دانست که در خصوصی‌سازی‌های بی‌‌دروپیکر دوران یلتسین مفت و ارزان به ثروت‌های هنگفت رسیده‌اند و حالا با سیاست‌های اعلام‌شده از سوی وی که آنها را به تعهدات مالی و مالیاتی معینی ملزم می‌کند، به خشم آمده‌اند.

گرچه در جنبش اعتراضی کنونی روسیه از این مخالفان هم دیده می‌شود٬ ولی کنه و ابعاد ماجرا فراتر از این‌هاست و برآمد قشر متوسط شهری که فقط بخشی از آن موتور متحرک مخالفت‌های جاری را تشکیل می‌دهد٬ قابل انکار نیست.

هستند کسانی که مدودف را "زیرنویسی" در اوراق تاریخ معاصر روسیه تلقی می‌کنند که تنها برای رفع مانع قانونی ریاست‌ جمهوری دوباره پوتین، کلیددار کرملین شد. ولی واقعیت این است که اگر گفتمان سیاسی مدودف همچون گفتمان دوران خاتمی در ایران چندان مابه‌ازای مادی نیافت٬ اما فضایی ایجاد کرد که جنبش اعتراضی جاری تا حدودی در هوای آن تنفس آغاز کرده است.

این جنبش اعتراضی به رغم آن که بزرگترین جنبش اعتراضی پس از فروپاشی شوروی در بیست سال پیش است٬ اما عمدتا به شهرهای بزرگی مانند مسکو و سن‌‌پترزبورگ محدود مانده است و چهره شاخصی برای عرض اندام در برابر پوتین هم ندارد.

گنادی زیوگانف٬ رهبر حزب کمونیست روسیه که در دو دهه گذشته همیشه نامزد ناکام انتخابات ریاست جمهوری بوده است و اینک بین ۱۰ تا ۱۵ درصد آرا برای او پیش‌بینی می‌شود، یا نامزدانی مانند ولادیمیر ژیرینوفسکی٬ رهبر حزب ملی‌گرای افراطی روسیه٬ سرگئی میرونوف٬ رهبر حزب عدالت و میخائیل پوروخروف٬ میلیارد معروف روسیه، حداکثر می‌توانند بخش‌هایی از این نیروی در حال رشد طبقه متوسط و بخش معترض آن را نمایندگی کنند.

با این همه٬ هم فربه‌ترشدن پایدار این اقشار که در ۲۰ سال گذشته کم و بیش خصلت‌نمای جامعه روسیه بوده است و هم تداوم و تقویت حضور نوپای آن در عرصه سیاسی و مدنی روسیه، بیش از پیش مطالبات و خواسته‌هایی را به میان خواهد کشید که شعارهای صرف مبتنی بر "ثبات" و "حضور مقتدر دولت در همه عرصه‌ها" تناسبی با آنها ندارد و در تناقض با پاسخگویی آنان خواهد بود.

همین نیرو به ویژه اگر رشدی به لحاظ کمی و کیفی موزون در سراسر کشور داشته باشد٬ می‌تواند سدی در برابر "مدرن‌سازی آمرانه‌ای" ایجاد کند که همچنان گرایش عمومی پوتین و محافل هوادار اوست و نیز با تلاش در راه متنوع‌سازی اقتصاد روسیه چشم‌انداز بهتری برای ادغام و هم‌پیوندی آن با اقتصاد بین‌المللی بگشاید.

بازی کم‌دوام با کارت تبلیغات علیه غرب

تا همین حالا هم پوتین برای خواباندن موج اعتراض‌ها از زبان مدودف از تغییر در قانون انتخابات٬ لیبرالیزه‌سازی قانون تشکیل احزاب و تفویض اختیارات و قدرت بیشتر به ایالات سخن گفته است. او با این قول‌وقرارها تلاش کرده است تا خود را در مقام مدرن‌سازی دموکرات معرفی کند که به تدوام ثبات و نظم و امنیت هم متعهد است، شاید که تظاهرکنندگان راضی شوند و به خانه بازگردند.

پوتین در انتخابات اخیر روسیه هم همانند سال ۲۰۰۷ میلادی، در بحبوحه انتخابات مجلس و تبلیغات برای انتخاب مدودف٬ با کارت میهن‌پرستی و تبلیغات ضدغربی به میدان آمده است

این تلاش اما تاکنون چندان قرین توفیق نبوده است و اگر پوتین برخلاف دفعات قبل، نه با اکثریتی قوی٬ بلکه با رأی اندکی بالای ۵۰ درصد در دور اول انتخاب شود٬ احتمالا بر اعتماد به نفس و گسترش فعالیت معترضان افزوده خواهد شد.

گرچه پوتین در این انتخابات هم به سان سال ۲۰۰۷ میلادی، در بحبوحه انتخابات مجلس و تبلیغات برای انتخاب مدودف٬ با کارت میهن‌پرستی و تبلیغات ضدغربی به میدان آمده است٬ اما به نظر نمی‌رسد که این کارت هم این بار تاثیر و بازدهی ۵ سال پیش را داشته باشد.

مقاله مفصل پوتین در باب سمت‌گیری سیاست خارجی روسیه که یک هفته پیش منتشر شد، عملا تسویه حسابی است با غرب بر سر مسائل مورد مناقشه و قوتی قلبی است به ملی‌گرایان و محافل نظامی و اقشار ساده روسیه که کشور دوباره در حال احیای "عظمت پیشین" است و می‌خواهد تا در سطحی برابر با قدرت‌های عمده دیگر به رسمیت شناخته شود.

مناسبات میان روسیه و غرب در دوران زمامداری پوتین از سال ۲۰۰۰ میلادی، مناسباتی توأم با اوج و حضیض بوده است؛ مسکو به ویژه در سال‌های گذشته استقرار سپر دفاع موشکی ناتو در نزدیکی مرزهای روسیه٬ تلاش غرب برای "نفوذ در حیات خلوت" خویش و نیز رویکرد غرب در قبال بحران‌ اتمی ایران و بحران سیاسی لیبی و سوریه را مغایر منافع ملی خود و در تضاد با درک و برداشت‌های خود از قوانین بین‌المللی تلقی کرده و بر سر آنها با غرب به چالش روی آورده است.

این که محافلی در میان سیاست‌سازان غرب، روسیه را قدرتی در حال افول و در عین حال تهدید برای منافع غرب تلقی می‌کنند که با آن هیچ‌گونه سیاست و ساختار مشترک امنیتی نمی‌توان تدوین و اجرا کرد، نیز محملی برای تنش و کشاکش میان دو طرف بوده است.

با این همه، روسیه چه برای نوسازی اقتصاد عقب‌مانده و ‌آسیب‌پذیر خویش و چه برای ایجاد جهان چندقطبی که آن را در رأس سیاست خارجی خود نوشته است، نیازمند مراودات و تعاملات گسترده با غرب است. غرب نیز چه به لحاظ مهار بهتر بحرا‌ن‌های بین‌المللی٬ چه به لحاظ حفظ ثبات و امنیت در اروپا و آسیا٬ چه از جهت امکان بهره‌مندی از منابع انرژی و سایر مواد خام روسیه و چه از حیث کمک ولو غیرمستقیم به دموکراتیزه‌سازی حیات سیاسی و اقتصادی و مدنی در این کشور به تعامل و همکاری با رهبران کرملین نیازمند است.

این نیازهای متقابل، به ویژه با گذر از سال انتخابات در روسیه٬ آمریکا و فرانسه و نیز آرام‌گرفتن شعارها و تبلیغات انتخاباتی٬ در همه این کشورها هر دو سو را نهایتا به اجماع و توافقاتی ولو حداقلی می‌رساند. به ویژه توانمندی و قدرت‌گیری رو به رشد طبقه متوسط روسیه که استقلال بیشتر جامعه از یوغ دولت٬ اقتصاد پویاتر و نوآورتر در بخش خصوصی و مراودات بیشتر با جهان خارج از سمت‌گیری‌ها و مطالبات طبیعی آن است، می‌تواند در خدمت سوق بیشتر پوتین در راستاهای یادشده عمل کند و دوره جدید ریاست جمهوری او را تا حدود زیادی از دو دور قبلی متفاوت سازد.



:: برچسب‌ها: هندوستان ,
:: بازدید از این مطلب : 647
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
تاریخ انتشار : یک شنبه 14 اسفند 1390 | نظرات ()
نوشته شده توسط : brezzers

ویلیام هیگ گفته است که این انتخابات منعکس کننده خواست واقعی مردم نبود

ویلیام هیگ، وزیر خارجه بریتانیا درباره انتخابات مجلس ایران که روز گذشته (جمعه ۱۲ اسفند ماه ) برگزار شد، گفت که این انتخاباتی" آزاد و منصفانه نبوده" و خواست مردم این کشور را منعکس نکرده است.

آقای هیگ در بیانیه ای اعلام کرد:" مدتهاست که انتخابات در ایران آزاد و منصفانه برگزار نمی شود."

به گفته وزیر خارجه بریتانیا، حکومت ایران به جای اینکه انتخابات را به فرصتی تبدیل کند که مردم بتوانند آزادانه نمایندگانشان را انتخاب کنند، از انتخابات به عنوان آزمونی برای سنجیدن وفاداری مردم به خود استفاده کرده است.

آقای هیگ همچنین با اشاره به "فضای و ترس و رعب" و "سرکوب صداهای مخالف" که از سال ۲۰۰۹ میلادی در ایران ایجاد شده، گفت با سخت‌تر شدن روند بررسی صلاحیت کاندیداها و نیز سرکوب مداوم مخالفان از جمله ادامه حصر خانگی دو تن از رهبران آنها، شرایط برای نامزدهای انتخاباتی محدودتر شده بود.

میرحسین موسوی و مهدی کروبی، رهبر مخالفان ایران همراه با زهرا رهنورد، همسر آقای موسوی از بهمن ماه سال گذشته در حصر خانگی هستند.

وزیر خارجه بریتانیا گفته است: "در چنین شرایطی، تعجبی ندارد که اکثر اصلاح طلبان ترجیح دهند که در این رقابت حضور نداشته باشند، که این امر خود انتخابات را به صحنه رقابت داخلی کاندیداهای جناح محافظه کار بدل کرد. به همین دلیل است که ما معتقدیم این انتخابات منعکس کننده خواست واقعی مردم ایران نبود."

روز گذشته، نهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی در ایران برگزار شد. در این انتخابات سه هزار و پانصد کاندیدا برای ۲۹۰ کرسی مجلس رقابت کردند.



:: برچسب‌ها: باغ وحش ,
:: بازدید از این مطلب : 615
|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
تاریخ انتشار : یک شنبه 14 اسفند 1390 | نظرات ()
نوشته شده توسط : brezzers

نمایشگاه پرتره های فروید، تکامل سبک و جهان بینی او را طی دهه های مختلف نشان می دهد

گالری نشنال پرتره در لندن، در فرصتی استثنائی و کمیاب، تعداد زیادی از آثار لوسین فروید، یکی از بزرگ ترین نقاشان معاصر را یکجا گرد آورده است.

این نمایشگاه که ۱۳۰ پرتره این نقاش برجسته را با بازدیدکنندگان مشتاقی که ساعت ها در صف می ایستند قسمت می کند، از نمایشگاه چندی قبل آثار او در مرکز «ژرژ پمپیدو»ی پاریس هم بزرگ تر و کامل تر به نظر می رسد.

تدارک این نمایشگاه که چندین سال طول کشیده، این فرصت را به مخاطبش می دهد تا با جهان پیچیده نقاشی استثنایی، به مدد پرتره هایی از اولین سال های آغاز کار او تا آخرین کار ناتمامش پیش از مرگ (در بیستم ژوئیه ۲۰۱۱) که برای اولین بار به نمایش در می آید، از نزدیک و بدون واسطه آشنا شود.

لوسین فروید

لوسین فروید بیستم ژوئیه ۲۰۱۱ درگذشت

فروید در تمام آثارش روایت خود را از جهان با شیوه و سبک و سیاق مختص به خود با مخاطب اش در میان می گذارد. برای او پایبندی بر قوانین نقاشی ارزشی ندارد و آگاهانه پا را از حد و حدود تعیین شده فراتر می نهد. از همان اولین پرتره ها در دهه چهل که او همسر اولش را نقاشی می کند، شکل چشم ها و پیشانی در نگاه اول حتی اشتباه به نظر می رسد، اما فروید به عمد می خواهد روایت خودش را از یک شخصیت با فیلتری از درون دنیای خویش با ما قسمت کند. در نتیجه ابایی ندارد که نقاشی اش غیرمعمول و حتی اشتباه به نظر برسد.

تمام آثار اتاق اول نمایشگاه که از ۱۹۴۰ آغاز می شوند، از نگاه هنرمندی سراغ می کنند که در حال پرورش دغدغه ها و نگاه ویژه خود است و این نمایشگاه- خوشبختانه- این فرصت استثنایی را به مخاطب می دهد که سال به سال با آثار مختلفی از او پیش برود و تکامل سبک و جهان بینی او را طی دهه های مختلف شاهد باشد.

اما شیوه کار فروید از ابتدا تا انتها یکسان به نظر می رسد. فروید اطرافیانش را سوژه نقاشی هایش قرار می دهد، اما از خلال چهره و بدن آنها، دنیای درونی خودش را روایت می کند. بین آدم هایی که او می کشد، به رغم اختلاف های ظاهری، شباهت های زیادی را می توان دید و سبک روایت او از این آدم ها، از دهه چهل تا آخرین نقاشی در سال ۲۰۱۱، کم و بیش ثابت می ماند.

فروید می گوید آدم هایی را می کشد که برایش جالب و مهم اند و در اتاقی که می شناسد و در آن زندگی می کند. او برای مدل هایش داستان های زیادی تعریف می کرد و حتی شعر می خواند و با غذای خوب به استقبالشان می رفت، اما به هنگام کار اجازه نمی داد که حرفی بر زبان بیاورند. در اولین سال ها همسرش، استادش و یک کلکسیونر و حتی دوست اش فرانسیس بیکن- دیگر نقاش ستایش شده قرن بیستم- را سوژه آثارش قرار داد و در «دختر با گل های سرخ» (۱۹۴۷ و ۴۸) یکی از شاهکارهایش را بر اساس چهره همسر اولش خلق کرد.

او خیلی زود به مادرش توجه نشان داد و در دوره های مختلف، به نقاشی از او پرداخت. بیشتر پرتره های مادر در اتاق سوم نمایشگاه دیده می شوند و آخرین آنها که در سال های ۱۹۸۲ تا ۱۹۸۴ نقاشی شده، مادر را بر روی تخت نشان می دهد که به تلخی، گویی انتظار مرگ را می کشد.

پرتره ای از خود

درباره فروید گفته شده که هر گاه کسی را به عنوان مدل پیدا نمی کرد، خودش را می کشید. اگر حتی این حرف صحت هم داشته باشد، با این حال پرتره هایی که فروید در سال های مختلف از خودش کشیده، حال و هوای روحی و پیشرفت تکنیکی و تکامل جهان بینی او را در سال های مختلف به ما نشان می دهد و یکی از بهترین راه های شناخت جهان این نقاش را رو در روی ما قرار می دهد.

با کنار هم نهادن این پرتره ها از دهه چهل تا این اواخر، می توان به درون جهان فروید نفوذ کرد؛ چه آنجا که با صورت غیر عادی و تهدید آمیز خود به ما نگاه می کند و دو بچه در گوشه کوچکی از سمت چپ نقاشی به ما خیره شده اند (بازتاب ترس او از جهان و مناسبات معمولش) و چه آنجا که در «انعکاس» در سال ۱۹۸۵ با نقاشی کردن صورتش یکی از بهترین آثارش را خلق می کند: نگاه کنید به چشم هایی که به سرخی می زنند و قلم مویی که به نظر می رسد حتی گاه با خشونت حرکت کرده و رنگ هایی که بارها و بارها بر روی هم قرار گرفته اند و هر حرکت قلم مو نشان از حس و حال آن لحظه دارد و لایه های مختلفی از حس های گوناگون را به نقاشی اضافه می کنند و سایه روشن هایی که تمامی حس های درونی سوژه- خودش- را بیرون می کشد و افکار او را برهنه می کند.

اتاق های آخر نمایشگاه شاهکارهای بیشتری را در دل دارند و با نزدیک شدن به آخرین سال های کار فروید، پختگی و کمال بیشتری را شاهدیم. در اتاق هشتم، چهار نقاشی او از زن چاقی به نام سو تیلی، معروف به «سو گنده»، تمام جهان فروید را خلاصه می کنند و اوج توانایی او را در خلق پرتره هایی نامتعارف با ما قسمت می کنند.

تابلوی "سرپرست خفتۀ خیریه" از معروف ترین آثار لوسین فروید است

در پرتره «برهنه با صندلی سرخ» (۱۹۹۶) نقاشی از کادر معمول خارج می شود و فروید ابایی ندارد که در گوشه سمت چپ به فریم نقاشی اضافه کند یا در لوئیزا(۱۹۹۸) برای نقاشی کردن دست مدل اش یک تکه کوچک از یک بوم دیگر را به پائین نقاشی بیفزاید و بی اعتنایی اش را به جهان بسته و قواعد از پیش تعیین شده اش موکد کند.

نوه زیگموند فروید معروف، در واقع جهان روانشناسانه پدربزرگش را در حال و هوایی متفاوت دنبال می کند. او در طول دهه ها آدم های مختلفی را سوژه نقاشی هایش قرار می دهد، اما در همه آنها، از زنانی بسیار تکیده و استخوانی تا چاق و فربه، نگاه نقاشی را می توان حس کرد که زندگی را دوست ندارد و به نقاشی به عنوان یک درمان نگاه می کند.

در واقع فروید در صورت و بدن مدل هایش زیبایی را جست و جو نمی کند و بر خلاف بسیاری از نقاشان طول تاریخ، سعی دارد تصویر نازیبایی از بدن و صورت انسان ها ترسیم کند. در هیچ کدام از بدن های برهنه نقاشی شده توسط فروید، حس اروتیکی نمی توان یافت و برعکس تصویر دیگری از انسان ها که تلخ و سرد و دردناک به نظر می رسد خلق می شود.

در واقع فروید در تمام طول دوره کاری اش در حال برداشتن ماسک زیبا از صورت و بدن انسان هاست. در کنار پیکاسو که غالباً به شکل استعاری در حال برداشتن ماسک از صورت و ورود به درون پیچیده انسان هاست، فروید علاوه بر صورت، با کشیدن بدن های مچاله شده، انسان را به معنای واقعی "برهنه" می کند؛ فارغ از پوستی که ما را زیبا نشان می دهد. فروید در واقع پوست انسان را می کند و لایه ای را از روی درونیات پنهان ما برمی دارد. می ماند استخوان ها و رگ هایی بیرون زده و بدنی ملتهب که درد و رنج انسان را می توان در آن حس کرد.



:: برچسب‌ها: شیکاگو , ظروف چینی , ایتالیا ,
:: بازدید از این مطلب : 967
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
تاریخ انتشار : یک شنبه 14 اسفند 1390 | نظرات ()
نوشته شده توسط : brezzers

وزارت کشور 6000 نیروی پلیس را از مناطق مختلف روسیه به مسکو آورده است

حوزه های اخذ رای در شرق روسیه برای رای گیری در انتخابات ریاست جمهوری این کشور در خود را به روی رای دهندگان باز کرده اند.

در این انتخابات ولادیمیر پوتین برای سومین بار به دنبال ورود به کاخ ریاست جمهوری است.

آقای پوتین چهار سال گذشته نخست وزیر روسیه بود.

قانون اساسی روسیه اجازه نمی دهد رییس جمهور بعد از دو دوره بلافاصله برای بار سوم نامزد انتخابات ریاست جمهوری شود.

ولادیمیر پوتین در این انتخابات با چهار نفر رقابت می کند که قبلا در دوره های پیشین با سه نفر از آنها رقابت کرده است.

انتخابات روسیه در حالی برگزار می شود که اعتراضات مخالفان بعد از گزارش هایی از تقلب در انتخابات پارلمان آغاز شد.

حوزه های اخذرای از ساعت ۸ صبح تا ۸ شب بر اساس ساعت محلی هر منطقه باز خواهند بود. آخرین حوزه های رای در کالینگراد غربی یکشنبه ساعت ۵ بعداز ظهر به وقت گرینیچ بسته می شوند.

براساس گزارش رسانه های روسیه وزارت کشور ۶۰۰۰ پلیس را از مناطق مختلف به مسکو منتقل کرده است.

اعتراضات تازه

رقیب اصلی آقای پوتین گنادی ژیاگانوف است که برای چهارمین بار نامزد ریاست جمهوری می شود.

سایر نامزدها ولادیمیر ژیرینوفسکی ملی گرای افراطی، میخاییل پروخوروف یک از ثروتمندان روسیه که مستقلا نامزد شده و سرگئی میرونوف، سخنگوی سابق مجلس علیای روسیه از چپ میانه هستند.

اگر آقای پوتین نتواند بیش از ۵۰ درصد آراء را در دور اول به دست بیاورد، دور دوم باید با نزدیک ترین نامزد رقابت کند.

با این همه هیج نامزدی مخالفان لیبرالی را که اخیر در اعتراض به انتخابات پارلمان به خیابان ها آمده بودند نمایندگی نمی کند.

جنبش موسوم به روبان سفید در تظاهرات اخیر بیش از پنجاه هزار نفر را در مسکو و شهرهای دیگر به خود جذب کرد. این اعتراضات پس از آن آغاز شدکه گزارش هایی از تقلب گسترده در انتخابات دوما، پارلمان روسیه مطرح شد. با این همه به همین تعداد نیز در تظاهرات حامی ولادیمیر پوتین و حامی کمونیست ها شرکت داشتند.

جواب آقای پوتین به این اعتراضات این بوده که در تمام ۹۰ هزار حوزه اخذ رای در کشور دوربین های اینترنتی نصب خواهد کرد، با این همه منتقدان نسبت به موثر بودن این کار ابراز تردید کرده اند.

در گزارشی از سازمان امنیت و همکاری اروپا آمده: "دوربین ها نمی توانند جزییات روند رای گیری را به ویژه در زمان شمارش آراء ضبط کنند."

هیاتی مشترک از سازمان امنیت و همکاری اروپا و مجمع پارلمانی شورای اروپا با ۲۵۰ هزار ناظر بر این انتخابات نظارت می کند.

در همین حال هزاران نفر از مردم روسیه نیز داوطلبانه دوره های آموزشی نظارت بر انتخابات دیده اند و در این کار مشارکت می کنند.



:: برچسب‌ها: هاوایی , تایوان ,
:: بازدید از این مطلب : 615
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
تاریخ انتشار : یک شنبه 14 اسفند 1390 | نظرات ()
نوشته شده توسط : brezzers

.,.,

فردی که هفته گذشته دو آمریکایی را در افغانستان کشت نمی بایست مجوز تایید صلاحیت مقامات امنیتی را دریافت می کرد.

بی بی سی دریافته که مجموعه ای از اشتباهات امنیتی به تیراندازی در وزارت کشور و فرار ضارب منجر شده است. آنگونه که بلال سروری از کابل گزارش می دهد نگرانی زیادی درباره آینده همکاری های امنیتی ناتو وافغانستان وجود دارد.

تیراندازی در وزارت کشور افغانستان تازه ترین مورد در فهرستی بلند از حوادثی است که در آن نیروهای امنیتی افغانستان سر اسلحه خود را به روی نیروهای ائتلاف برگردانده اند. علیرغم تدابیر امنیتی پیچیده به نظر می رسد مقامات افغانستان برای متوقف کردن این افراد قدرتی ندارند.

نگرانی از این موضوع در میان مقامات آمریکایی و ناتو در حال حاضر چنان زیاد شده که حس اعتماد بین آنها و مقامات امنیتی نظامی افغانستان را به پایین ترین حد خود رسانده است. بسیاری نگرانند که رابطه بلندمدت استراتژیک دو طرف از این موضوع تاثیر بپذیرد.

اسناد وزارت کشور افغانستان نشان می دهد که عبدالصبور پیشتر دوبار توسط پلیس این کشور اخراج شده بود. یک بار به دلیل درگیری با همکارانش و بار دیگر به دلیل رفتار خشونت آمیز.

علیرغم این موضوع این فرد نهایتا توانسته برای بار سوم به استخدام نیروی پلیس دربیاید و در وزارت کشور مشغول به کار شود.

یکی از مقامات ارتش آمریکا در افغانستان که بسیار از این موضوع ناراحت است می گوید: "این فرد اصلا نباید افسر نیروی امنیتی می شد و نباید تاییدیه امنیتی می گرفت"

تقریبا هر هفته در یک حادثه سربازان افغان اسلحه خود را به سوی همتایان غربی خود می گیرند.

پیش از حادثه وزارت کشور،دو سرباز آمریکایی به ضرب گلوله یک افسر ارتش ملی افغانستان در تظاهراتی در پایگاه ناتو در ننگرهار کشته شدند.

روز پنجشنبه نیز دو سرباز آمریکایی دیگر در جنوب این کشور به ضرب گلوله کسانی کشته شدند که به گفته ناتو لباس متحدالشکل ارتش افغانستان را به تن داشتند.

درحقیقت در سال های اخیر بیش از ۷۰ نیروی ناتو به دست همتایان افغان خود کشته شده اند. اتفاقی که به عقیده برخی دیپلمات ها نهایتا به بی اعتمادی جبران ناپذیری بین دوطرف منجر شده است.

اگرچه جان آلن فرمانده آمریکایی ناتو می گوید هنوز هم حاضر است پای پیاده و بدون اسلحه وارد وزارت کشور افغانستان شود، کمتر سرباز ناتویی در این منطقه یافت می شود که چنین اعتمادی به همتایان افغان خود داشته باشد. برخی سربازان افغان هنوز هم پیام های تبلیغاتی طالبان را روی گوشی های موبایل خود دریافت می کنند.

حقیقت آن است که درحال حاضر هرگاه نیروهای ناتو با همتایان افغان خود جایی حاضرند احساس ناراحتی و ناامنی می کنند و تحقیقی که بی بی سی درباره تیراندازی در وزارت کشور انجام داده دلیل این امر را مشخص می کند.

مدارک وزارت کشوری که بی بی سی به آن دست یافته نشان می دهد که مراحل گزینش و استخدام نیروهای ارتش و امنیت افغانستان بسیار معیوب است و هر تلاشی برای بهبود این پروسه به شدت زمانبر و دشوار است.

به گفته یک مقام ارشد اداره امنیت ملی چند ایراد امنیتی جدی در این روند وجود دارد: " اولین اقدامی که در چنین شرایطی انجام می شود قرق کردن ساختمان و نگه داشتن تمام افراد از جمله شاهدین عینی است. اما در حادثه اخیر چنین کاری انجام نشد."

همین مسئله باعث شده که قاتل بتواند از سه حایل امنیتی وزارت کشور بگذرد و فرار کند.

روند استخدام نیروهای امنیتی نیز به شدت مشکل دارد. بسیاری از داوطلبان کار، هویت های جعلی، امضاهای جعلی و رابطهای جعلی دارند.

پرسش اینجاست که چند عبدالصبور دیگر ممکن است در میان سربازهای افغان باشد؟

رفتار خشونت آمیز

مدارکی که بی بی سی به دست آورده چندان اطمینان بخش نیست. این اسناد نشان می دهند که عبدالصبور دوبار به دلیل بدرفتاری توسط پلیس ملی افغانستان اخراج شده است.

یک افسر تحقیق می پرسد: "با این وضع چطور حاضر شدند برای کار در وزارت کشور تاییدیه امنیتی به او بدهند؟ چه کسی این تاییدیه را به او داده و اجازه داده در این پست حساس مشغول به کار شود؟"

این پرسشی است که احتمالا بی جواب می ماند. در حال حاضر وزارتخانه های مختلف افغانستان تلاش می کنند تقصیر را گردن یکدیگر بیاندازند.

برخی از اقوام عبدالصبور معتقدند او که بعد از بازگشت از مدرسه ای مذهبی در پاکستان آبدارچی وزارتخانه بوده و از حمایت حنیف اتمر وزیر کشور سابق برخوردار بوده است.

به گفته منابعی در وزارت کشور وقتی عبدالصبور در سال ۲۰۰۷ برای پیوستن به نیروی پلیس ابراز علاقه کرد دستیاران ارشد آقای اتمر ضامن های اصلی او بوده اند.

آقای اتمر هرگونه رابطه با عبدالصبور را انکار می کند و می گوید او بعد از چهار ماه کار در وزارتخانه او اخراج شده است. به گفته آقای اتمر اولویت اصلی باید یافتن کسی باشد که او را دوباره استخدام کرده و بر سر چنین کار حساسی گمارده است.

چنین روابط و شرایطی که در آن سوابق افراد جویای کار درست بررسی نمی شود در وزارتخانه های دولت افغانستان معمول است.

دیپلمات های غربی می گویند این مشکل تنها زمانی حل می شود که پارتی بازی فساد و روابط شخصی در افغانستان از میان برود.

به گفته این مقامات در عین حال جنگ پنهان بین اداره امنیت ملی، که سازمان جاسوسی کشور است و وزارت دفاع افغانستان نیز باید حل شود.

مقامات افغان و غربی می گویند"شیرین آقا" فرمانده نیروهای امنیتی وزارت کشور مسئول استخدام عبدالصبور بوده است. به گفته این مقامات شیرآقا از بستگان سببی بسم الله خان وزیر کشور است.

اما صدیق صدیقی می گوید این فرد هیچ ارتباط سببی با وزیر کشور ندارد.

اگرچه عبدالصبور تنها محافظ و راننده شیرآقا بوده، اجازه داشته به اغلب بخش های حساس وزارتخانه رفت و آمد کند. جایی که حملات شبانه، عملیات ضد تروریستی و مبارزه با قاچاق برنامه ریزی و کنترل می شده است.

یک مقام غربی می گوید: "دردناک است اما مجموعه ای از مشکلات دیرینه و اشتباهات جدی امنیتی به ورود عبدالصبور به وزارت کشور منجر شده است. این شیوه ای است که با کمال تاسف در سراسر کشور تکرار می شود."

."



:: برچسب‌ها: واشنگتن ,
:: بازدید از این مطلب : 659
|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
تاریخ انتشار : یک شنبه 14 اسفند 1390 | نظرات ()
نوشته شده توسط : brezzers

پیروزی ولادیمیر پوتین در انتخابات ریاست جمهوری روسیه تقریبا قطعی است. ولی روسیه کنونی با روسیه‌ای که او قبلا دو دور بر آن ریاست کرد تا حدودی تفاوت دارد. بازتعریف مناسبات سنتی میان دولت و جامعه، روسیه را در معرض تحولات تازه‌ای قرار داده است.

اورلاندو فیگس٬ تاریخ‌نگار سرشناس بریتانیایی، در کتاب معروف خود به نام "تراژدی یک ملت"٬ انقلاب سال ۱۹۱۷ میلادی روسیه را تاییدی می‌داند بر این که "جامعه روسیه نه به اندازه کافی قوی و نه از انسجام درونی برخوردار بود که بتواند انقلاب دمکراتیک خود را متحقق کند. به جز دولت چیز دیگری وجود نداشت که عامل انسجام و وحدت روسیه باشد."

به نظر می‌آید که این ارزیابی هنوز هم در وجه عمده اعتبار خود را از دست نداده و دولت در روسیه همچنان نقش سنگین و قدر قدرت را در بسیاری از ابعاد حفظ کرده است. اگر در دوره‌ای، تزار و در دوره‌ای دیگر، حزب کمونیست و رهبرانی همچون استالین نماد این دولت بودند٬ حالا این ولادیمیر پوتین و محافل پیرامون او هستند که چنین نقشی را بازی می‌کنند.

روز چهارم مارس، مردم روسیه به پای صندوق‌های رأی می‌روند تا رئیس جمهور این کشور را برگزینند. اکثر همه‌پرسی‌ها حاکی از این است که پوتین که تا سال ۲۰۰۸ میلادی به مدت ۸ سال این سمت را به عهده داشت٬ دوباره به کاخ کرملین بازخواهد گشت. پوتین در آن دوره ۸ ساله رویکردها و سیاست‌هایی داشت که به پوتینیسم معروف شدند.

پدیده‌ای به نام پوتینیسم

پوتینیسم در واقع تاکید دوباره‌ای بود بر حضور پررنگ دولت که با سوارشدن بر نگرانی‌های عمومی ناشی از هرج و مرج دوران پس از فروپاشی اتحاد شوروی و بلبشوی ناشی از زمامداری بوریس یلتسین، دوباره زمینه را برای قدرقدرتی خود مهیا دید. پوتین با اتکا به مردانی همچون خودش که همگی از ک.گ.ب برخاسته بودند و با میدان‌دادن به آن دسته از نظامیان و وزرای قدرتمند که دولتی در دولت بوریس یلستین به حساب می‌آمدند، توانست دوباره آمریت و اقتدار از دست‌رفته دولت قدرقدرت را احیا کند.

نگاهی به انتظارات عمومی از ریاست جمهوری مجدد پوتین و شعارهایی که وی متناسب با این انتظارات طرح می‌کند، همچنان بیانگر این واقعیت است که مناسبات میان جامعه و دولت در وجه عمده، مناسباتی کماکان یک‌جانبه است: دولتی قوی٬ همه‌کاره "معجزه‌گر" متمایل به آمریت و فعال مایشایی و جامعه‌ای نسبتا ضعیف٬ سازمان‌نیافته و فاقد نهادهای مدنی کارا و توانمند.

۲۰ سال پس از سقوط شوروی هنوز هم سازمان‌های اجتماعی واقعی، احزاب سیاسی مبتنی بر اقشار اجتماعی (شاید به جز حزب کمونیست)، اتحادیه‌های کارگری، گروه‌های طرفدار مصرف‌کنندگان یا فعالان زیست‌محیطی و نیز موسسات حرفه‌ای اندک هستند و فعالیت انجمن‌های نسبتا محدود حقوق بشری پژواک گسترده‌ای ندارد

شعارهای پوتین عمدتا چنین سمت و سویی دارند: احیای روسیه ابرقدرت٬ تقویت حکومت نظم و قانون و توزیع عادلانه درآمدها و تقویت سرویس‌دهی دولت به جامعه.

در واقع ۲۰ سال پس از سقوط شوروی٬ مشکل اصلی جامعه روسیه، یعنی ضعف دیرینه جامعه مدنی٬ کمتر شده، ولی از نظر کیفی متقاوت نشده است؛ هنوز هم سازمان‌های اجتماعی واقعی، احزاب سیاسی مبتنی بر اقشار اجتماعی (شاید به جز حزب کمونیست)، اتحادیه‌های کارگری، گروه‌های طرفدار مصرف‌کنندگان یا فعالان زیست‌محیطی و نیز موسسات حرفه‌ای اندک هستند و فعالیت انجمن‌های نسبتا محدود حقوق بشری پژواک گسترده‌ای ندارد.

جنبش اعتراضی جاری در روسیه نیز از ضعف‌هایی رنج می‌برد که در کوتاه‌مدت به سختی می‌تواند تحولی کیفی در این وضعیت ایجاد کند.

کاری که پوتین از آن تنفر دارد، ولی انجام می‌دهد

اخیرا پوتین در یک برنامه انتخاباتی در حضور دانشجویان مسکو نکته‌ای را اذعان کرد که در واقع مهر تاییدی بود بر نقش پررنگ دولت در جامعه روسیه و انتظارات گسترده‌ای که جامعه از آن دارد: "راستش من از کمپین انتخاباتی به شدت متنفرم. تو باید همه‌ چیز را وعده بدهی٬ چون اگر این کار را نکنی شاید پیروزی میسر نشود."

و طرفه این که او دقیقا همان کاری را انجام می‌دهد که از آن متنفر است: دانشجویان هزینه تحصیلی بیشتری دریافت خواهند کرد٬ حقوق بازنشستگی افزایش خواهد یافت٬ سن بازنشستگی برای زنان ۵۵ سال و برای مردان ۶۰ سال باقی خواهد ماند٬ حقوق پرفسورها و پزشکان دوبرابر بیشتر از میانگین حقوق در هر منطقه خواهد شد٬ کمک‌هزینه فرزندان افزایش خواهد یافت٬ مسکن ارزان‌قیمت در اختیار مردم قرار خواهد گرفت و در بخش آموزش هم سرمایه‌گذاری‌های هنگفتی صورت خواهد گرفت.

رهبران ارتش٬ محافل ملی‌گرای روسیه و آن بخش از جامعه که در حسرت دوران ابرقدرتی روسیه هستند نیز از وعده‌های پوتین محروم نمانده‌اند: در ده سال آینده ۲۳ بیلیون روبل (۷۷۰ میلیارد دلار) صرف بهبود افزایش توان نظامی روسیه خواهد شد.

اجرای واقعی قول و قرارهای پوتین٬ به جز هزینه‌های تسلیحاتی٬ در ۶ سال زمامداری او سالانه بیش از ۱۶۰ میلیارد دلار اضافی به هزینه‌های دولت می‌افزاید

اجرای واقعی قول و قرارهای پوتین٬ به جز هزینه‌های تسلیحاتی٬ در ۶ سال زمامداری او سالانه بیش از ۱۶۰ میلیارد دلار اضافی به هزینه‌های دولت می‌افزاید. این رقم معادل ۴ تا ۵ درصد تولید ناخالص ملی روسیه است. این در حالی است که یکی از شعارهای پوتین ایجاد نظم و انضباط مالی در هزینه‌های دولتی و کاهش تدریجی آن است.

پوتین هم در دوران ۸ سال اول ریاست جمهوری خویش و هم در مبارزات انتخاباتی کنونی بر رفع فساد٬ ارتشا و رانت‌خواری در دستگاه‌های دولتی تاکیدی همیشگی دارد٬ بی‌آنکه در عرصه عملی تغییر چندانی حاصل شود. استفاده وسیع کنونی وی از رسانه‌های دولتی برای تبلیغ خود و برنامه‌های انتخاباتیش و محرومیت نسبی نامزدان مخالف نیز نشانه‌ای در جهت معکوس به شمار می‌آید.

اصلاحات مدودف ادامه خواهد یافت؟

این در حالی است که بحران جهانی اقتصاد در سال ۲۰۰۸ میلادی و تاثیرات مخربی که بر اقتصاد روسیه بر جای گذاشت سبب شد ضعف‌های این اقتصاد که عمدتا مبتنی بر فروش مواد خام و تسلیحات نظامی و آلوده به رشوه و فساد و بوروکراسی است، بیش از پیش عیان شود.

بر خلاف روسیه اما٬ بسیاری از کشورهای نوصنعتی‌شده مانند برزیل، ترکیه، چین و هند، به راحتی این بحران را پشت سر گذاشتند. این گونه بود که رهبری کرملین در سیما و اظهارات دمیتری مدودف، مدرن‌سازی اقتصاد و مبارزه با فساد را در صدر وظایف خود قرار داد.

اصلاحات سیاسی٬ ایجاد زمینه برای رقابت در عرصه‌های مختلف٬ تدارک شرایطی که ایده‌ها و افکار متفاوت بتوانند عرصه‌ای برای بروز و اجراشدن بیابند و نیز رابطه تنگاتنگ‌تر با اروپا و آمریکا برای استفاده از سرمایه٬ دانش و فناوری‌ها نوین آنها و راهیابی به بازارهای غرب از اجزای این سمت‌گیری جدید اعلام شدند.

اما هم شعارهای انتخاباتی پوتین که اجرای آنها دولت را فربه‌تر و مقتدرتر می‌کند٬ و هم تنش و سردی معینی که اینک در مناسبات روسیه و غرب برقرار است، تردید ایجاد می‌کنند که سمت‌گیری یادشده تداوم داشته باشد. طرفه این که پوتین در مقاله‌ای که اخیرا برای تشریح سیاست خارجی روسیه انتشار داد، گویی که بحران سال ۲۰۰۸ اصلا روی نداده است٬ نوشت که کشورش همیشه بازیگری قدر در عرصه بین‌المللی باقی خواهد ماند و این ربطی به وضعیت خوب یا بد اقتصادی این کشور ندارد.

این نظر با روندهای معاصر و تجربه کشورهای صنعتی و در حال صنعتی‌شدن تا حدود زیادی در تناقض است. قدرت اقتصادی و نه فروش مواد خام٬ اینک نقش عمده را در تعیین مقام و موقعیت کشورها بازی می‌کند و روسیه هم از این امر مستثنی نیست. با این همه، حضور خودآگاهانه و اعتراضی بی‌سابقه بخش‌هایی از اقشار متوسط روسیه در عرصه سیاسی در ماه‌های اخیر شاید عاملی برای به ریل‌انداختن مجدد سمت‌گیری آغازشده در دوران مدودف باشد.

جنبش اعتراضی و اکثریتی که آب می‌رود

پوتین کسانی را سلسله‌جنبان اعتراضات روسیه می‌دانست که در خصوصی‌سازی‌های بی‌‌دروپیکر دوران یلتسین مفت و ارزان به ثروت‌های هنگفت رسیده‌اند

به رغم قول و قرارهای پوتین، این بار او به احتمال زیاد با اکثریتی نسبتا ضعیف‌تر از گذشته در انتخابات پیروز خواهد شد. این ضعف نسبی در وجه عمده ناشی از جنبش اعتراضی جدیدی است که بخش‌هایی از اقشار متوسط شهری حامل آن هستند. این بخش‌ها در ماه‌های اخیر٬ سرخورده از بحرانی که سال ۲۰۰۸ میلادی، سیستم ساخته و پرداخته پوتین را در برگرفت و متاثر از فضای ناشی از گفتمان‌های سیاسی متفاوت دمیتری مدودف و نیز خشمگین از تلاش مجدد پوتین برای بازگشت به کرملین، بیش از پیش از سیاست‌گریزی‌های گذشته فاصله گرفته و با خودآگاهی کم‌سابقه‌ای به اعتراض و انتقاد علیه سیاست‌های حاکم روی آورده‌اند.

واکنش اولیه پوتین این بود که معترضان با پول و تبلیغات غرب هدایت و حمایت می‌شوند.

او همچنین در این اعتراضات، کسانی را سلسله‌جنبان می‌دانست که در خصوصی‌سازی‌های بی‌‌دروپیکر دوران یلتسین مفت و ارزان به ثروت‌های هنگفت رسیده‌اند و حالا با سیاست‌های اعلام‌شده از سوی وی که آنها را به تعهدات مالی و مالیاتی معینی ملزم می‌کند، به خشم آمده‌اند.

گرچه در جنبش اعتراضی کنونی روسیه از این مخالفان هم دیده می‌شود٬ ولی کنه و ابعاد ماجرا فراتر از این‌هاست و برآمد قشر متوسط شهری که فقط بخشی از آن موتور متحرک مخالفت‌های جاری را تشکیل می‌دهد٬ قابل انکار نیست.

هستند کسانی که مدودف را "زیرنویسی" در اوراق تاریخ معاصر روسیه تلقی می‌کنند که تنها برای رفع مانع قانونی ریاست‌ جمهوری دوباره پوتین، کلیددار کرملین شد. ولی واقعیت این است که اگر گفتمان سیاسی مدودف همچون گفتمان دوران خاتمی در ایران چندان مابه‌ازای مادی نیافت٬ اما فضایی ایجاد کرد که جنبش اعتراضی جاری تا حدودی در هوای آن تنفس آغاز کرده است.

این جنبش اعتراضی به رغم آن که بزرگترین جنبش اعتراضی پس از فروپاشی شوروی در بیست سال پیش است٬ اما عمدتا به شهرهای بزرگی مانند مسکو و سن‌‌پترزبورگ محدود مانده است و چهره شاخصی برای عرض اندام در برابر پوتین هم ندارد.

گنادی زیوگانف٬ رهبر حزب کمونیست روسیه که در دو دهه گذشته همیشه نامزد ناکام انتخابات ریاست جمهوری بوده است و اینک بین ۱۰ تا ۱۵ درصد آرا برای او پیش‌بینی می‌شود، یا نامزدانی مانند ولادیمیر ژیرینوفسکی٬ رهبر حزب ملی‌گرای افراطی روسیه٬ سرگئی میرونوف٬ رهبر حزب عدالت و میخائیل پوروخروف٬ میلیارد معروف روسیه، حداکثر می‌توانند بخش‌هایی از این نیروی در حال رشد طبقه متوسط و بخش معترض آن را نمایندگی کنند.

با این همه٬ هم فربه‌ترشدن پایدار این اقشار که در ۲۰ سال گذشته کم و بیش خصلت‌نمای جامعه روسیه بوده است و هم تداوم و تقویت حضور نوپای آن در عرصه سیاسی و مدنی روسیه، بیش از پیش مطالبات و خواسته‌هایی را به میان خواهد کشید که شعارهای صرف مبتنی بر "ثبات" و "حضور مقتدر دولت در همه عرصه‌ها" تناسبی با آنها ندارد و در تناقض با پاسخگویی آنان خواهد بود.

همین نیرو به ویژه اگر رشدی به لحاظ کمی و کیفی موزون در سراسر کشور داشته باشد٬ می‌تواند سدی در برابر "مدرن‌سازی آمرانه‌ای" ایجاد کند که همچنان گرایش عمومی پوتین و محافل هوادار اوست و نیز با تلاش در راه متنوع‌سازی اقتصاد روسیه چشم‌انداز بهتری برای ادغام و هم‌پیوندی آن با اقتصاد بین‌المللی بگشاید.

بازی کم‌دوام با کارت تبلیغات علیه غرب

تا همین حالا هم پوتین برای خواباندن موج اعتراض‌ها از زبان مدودف از تغییر در قانون انتخابات٬ لیبرالیزه‌سازی قانون تشکیل احزاب و تفویض اختیارات و قدرت بیشتر به ایالات سخن گفته است. او با این قول‌وقرارها تلاش کرده است تا خود را در مقام مدرن‌سازی دموکرات معرفی کند که به تدوام ثبات و نظم و امنیت هم متعهد است، شاید که تظاهرکنندگان راضی شوند و به خانه بازگردند.

پوتین در انتخابات اخیر روسیه هم همانند سال ۲۰۰۷ میلادی، در بحبوحه انتخابات مجلس و تبلیغات برای انتخاب مدودف٬ با کارت میهن‌پرستی و تبلیغات ضدغربی به میدان آمده است

این تلاش اما تاکنون چندان قرین توفیق نبوده است و اگر پوتین برخلاف دفعات قبل، نه با اکثریتی قوی٬ بلکه با رأی اندکی بالای ۵۰ درصد در دور اول انتخاب شود٬ احتمالا بر اعتماد به نفس و گسترش فعالیت معترضان افزوده خواهد شد.

گرچه پوتین در این انتخابات هم به سان سال ۲۰۰۷ میلادی، در بحبوحه انتخابات مجلس و تبلیغات برای انتخاب مدودف٬ با کارت میهن‌پرستی و تبلیغات ضدغربی به میدان آمده است٬ اما به نظر نمی‌رسد که این کارت هم این بار تاثیر و بازدهی ۵ سال پیش را داشته باشد.

مقاله مفصل پوتین در باب سمت‌گیری سیاست خارجی روسیه که یک هفته پیش منتشر شد، عملا تسویه حسابی است با غرب بر سر مسائل مورد مناقشه و قوتی قلبی است به ملی‌گرایان و محافل نظامی و اقشار ساده روسیه که کشور دوباره در حال احیای "عظمت پیشین" است و می‌خواهد تا در سطحی برابر با قدرت‌های عمده دیگر به رسمیت شناخته شود.

مناسبات میان روسیه و غرب در دوران زمامداری پوتین از سال ۲۰۰۰ میلادی، مناسباتی توأم با اوج و حضیض بوده است؛ مسکو به ویژه در سال‌های گذشته استقرار سپر دفاع موشکی ناتو در نزدیکی مرزهای روسیه٬ تلاش غرب برای "نفوذ در حیات خلوت" خویش و نیز رویکرد غرب در قبال بحران‌ اتمی ایران و بحران سیاسی لیبی و سوریه را مغایر منافع ملی خود و در تضاد با درک و برداشت‌های خود از قوانین بین‌المللی تلقی کرده و بر سر آنها با غرب به چالش روی آورده است.

این که محافلی در میان سیاست‌سازان غرب، روسیه را قدرتی در حال افول و در عین حال تهدید برای منافع غرب تلقی می‌کنند که با آن هیچ‌گونه سیاست و ساختار مشترک امنیتی نمی‌توان تدوین و اجرا کرد، نیز محملی برای تنش و کشاکش میان دو طرف بوده است.

با این همه، روسیه چه برای نوسازی اقتصاد عقب‌مانده و ‌آسیب‌پذیر خویش و چه برای ایجاد جهان چندقطبی که آن را در رأس سیاست خارجی خود نوشته است، نیازمند مراودات و تعاملات گسترده با غرب است. غرب نیز چه به لحاظ مهار بهتر بحرا‌ن‌های بین‌المللی٬ چه به لحاظ حفظ ثبات و امنیت در اروپا و آسیا٬ چه از جهت امکان بهره‌مندی از منابع انرژی و سایر مواد خام روسیه و چه از حیث کمک ولو غیرمستقیم به دموکراتیزه‌سازی حیات سیاسی و اقتصادی و مدنی در این کشور به تعامل و همکاری با رهبران کرملین نیازمند است.

این نیازهای متقابل، به ویژه با گذر از سال انتخابات در روسیه٬ آمریکا و فرانسه و نیز آرام‌گرفتن شعارها و تبلیغات انتخاباتی٬ در همه این کشورها هر دو سو را نهایتا به اجماع و توافقاتی ولو حداقلی می‌رساند. به ویژه توانمندی و قدرت‌گیری رو به رشد طبقه متوسط روسیه که استقلال بیشتر جامعه از یوغ دولت٬ اقتصاد پویاتر و نوآورتر در بخش خصوصی و مراودات بیشتر با جهان خارج از سمت‌گیری‌ها و مطالبات طبیعی آن است، می‌تواند در خدمت سوق بیشتر پوتین در راستاهای یادشده عمل کند و دوره جدید ریاست جمهوری او را تا حدود زیادی از دو دور قبلی متفاوت سازد.



:: برچسب‌ها: فلوریدا , کلیسا , سرگرمی ,
:: بازدید از این مطلب : 697
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
تاریخ انتشار : یک شنبه 14 اسفند 1390 | نظرات ()
نوشته شده توسط : brezzers

هواشناسان پیش بینی می کنند هنوز هم خطر توفان هایی که می توانند به گردباد تبدیل شوند وجود دارد

چند گردباد شدید در آمریکا به مرگ دست کم ۲۷ نفر در ایالت های ایندیانا، اوهایو و کنتاکی منجر شد.

پلیس محلی تایید کرده که ۱۳ نفر در مناطق مختلف ایالت ایندیانا کشته شده اند.

۵ نفر در ایالت کنتاکی و دو نفر نیز در ایالت اوهایو جان خود را بر اثر گردبادهای شدید از دست داده اند.

میچ دنیلز فرماندار ایندیانا گفته: " ما قدرت برابری با خشم طبیعت را نداریم."

قرار است آقای دنیلز روز شنبه از مناطق خسارت دیده بازدید کند.

اوایل روز جمعه گردباد در ایالت آلاباما نیز باعث به خانه های زیادی خسارت زد و به مجروح شدن ۵ نفر منجر شد.

اولین تلفات روز جمعه از هنریویل در ایندیانا بود که گردباد در آن خسارات سنگینی به جا گذاشته است. در این منطقه گردباد سقف یک دبیرستان را از جا کنده است.

در نزدیکی مامفوردویل در کنتاکی، ممفیس ایندیانا و جنوب اوهایو گزارش های دیگری از گردباد رسیده است.

هواشناسان پیش بینی می کنند طوفان هایی که می توانند به گردباد تبدیل شوند هنوز ایالت اوهایو، تنسی، جورجیا را تهدید می کنند.

یک مقام پلیس محلی گفته شهر مجاور مریزویل نیز کاملا ناپدید شده است.

به گزارش لویسویل کوریه ژورنال، یک خانواده چهار نفره در منطقه واشنگتن ایندیانا جان خود را از دست داده اند.

در هنری ویل هم مقامات یک مرد را در خودروی خود مرده پیدا کرده اند.

در حالیکه تندباد روز جمعه شدت می گیرد، آژانس هواشناسی ملی به برخی ایالت های آمریکا هشدار داده خود را برای گردباد آماده کنند.

در دقایق اولیه بامداد به وقت گرینیچ، در ایالت های آلاباما، کنتاکی، ایندیانا و بخش هایی از فلوریدا و ویرجینیای غربی اعلام وضعیت هشدار گردباد شده بود.

این آژانس در بیانیه ای جدی به مردم ایندیانا هشدار داد آنها که در مسیر گردباد قرار دارند با شرایطی بسیار خطرناک مواجهند و باید بلافاصله پناه بگیرند.

اوایل این هفته ۱۳ نفر در اثر گردبادی دیگر که میزوری، کانزاس، ایلینوی و تنسی را درنوردیده بود جان خود را از دست دادند.



:: برچسب‌ها: ایالات متحده , طبیعت ,
:: بازدید از این مطلب : 622
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
تاریخ انتشار : یک شنبه 14 اسفند 1390 | نظرات ()